تبليغاتX
آفتاب

 هميشه به اين فكر مي كردم كه يك ملت بايد چه مراحلي را طي كند و چگونه تاريخي داشته باشد تا امروزه زنان آن ملت ، چنين وضعي داشته باشند . هميشه از آنچه كه بر دختران اين جامعه مي گذرد تعجب مي كردم و براي پرسش هاي بي پايان اين قشر پاسخي نمي يافتم . اما هر چه زمان گذشت و وضعيت اجتماعي دختران ما وخيم تر شد ، بيشتر به پاسخ نهايي سوال هاي خود نزديك تر شدم و امروز تنها نقطه مجهول ذهن من در اين مورد اين است كه خود دختران ما تا چه اندازه به اين پرسش ها انديشيده و به دنبال پاسخ هستند ؟

ورود دختران ممنوع :

در حالي كه آمار بسيار بالاي ورود دختران به مراكز آموزش عالي مايه افتخار بسياري شده است ، ظاهرا كسي به اين نمي انديشد كه اين سيل انبود دختران تحصيل كرده فردا چه خواهند كرد؟ در جامعه اي كه فرصت هاي شغلي مربوط به دختران فقط به كمي زيبايي و لحن كلام ارتباط دارد و مدارك دانشگاهي بيشتر به درد شب خواستگاري مي خورد . در جامعه اي كه نسبت 92 درصدي مديران مرد به 8 درصدي مديران زن خود گوياي همه چيز است .

اين تبعيض آشكار در جامعه اي كه هنوز تعداد مديران بلند پايه زن آن به تعداد انگشتان يك دست نيز نمي رسد ، نبايد صداي هيچ كسي را در آورد ، آيا دختران دانشجويي كه اين همه اشتياق براي ورود به دانشگاه دارند نبايد ذره اي براي آينده كاري خود اهميت قائل شوند .

خارجي -  محوطه دانشگاه :

ظاهرا هر سه نفرشان در حال درس خواندن هستند ، سوال نيز ساده است و مشخص ، تبعيض در فرصت هاي شغلي براي دختران ؟ جواب ها اما غافلگير كننده است ، هنوز به آينده فكر نكرده اند ؛ همين كه در حال حاضر در دانشگاه هستند . كافي است و حتي يكي از آنها معتقد است : «  همين دانشگاه آمدن ، خودش كلي كلاس اجتماعي دارد ، در حالي كه كار كردن در آينده كلي دردسر دارد . »

پس با چنين طرز فكري از دختران دانشجو ، نبايد چندان انتظاري براي بهبود وضعيت كاري آنان در آينده داشت و مردان هنوز به راحتي مي توانند براي ساده ترين كارهاي خود منشي هاي خانم با تحصيلات بالا انتخاب كنند و بقيه دختران نيز همان بهتر كه به خانه داري بپردازند تا حضور در جامعه .

تهديد ،

    خشونت ،

                تجاوز

در روزهاي نخستين آبان ماه  و در فاصله اي كوتاه از هم ، دو اتفاق مشابه در شهر مشهد و در همسايگي ما رخ مي دهد « فردي با مراجعه به نيروي انتظامي گزارش كرده است كه به عنوان زائر به همراه همسر و خواهرش به مقصد بازار بين المللي مشهد سوار يك خودروي پيكان كه يك سرنشين ديگر هم داشته ، شده است .اما راننده اين سه نفر را به محلي در شانديز برده است . او در طول مسير و بيرون شهر متوجه شده كه يك خودروي پژو همراه سه سرنشين نيز اين پيكان را همراهي كرده است كه در اين محل به آنان ملحق شده است و آنان را به زور به باغي در شانديز منتقل مي كنند . آن 5 نفر پس از ضرب و شتم مرد به همسر ، خواهر و خواهر همسر او تجاوز مي كنند . »

و در اتفاقي مشابه اين بار زنان به عنوان شاكي به نيروي انتظامي مراجعه مي كنند . اما ماجرا بسيار شبيه ماجراي قبلي است  : « ساعت 19 ديروز براي خريد قصد رفتن به يكي از بازارهاي مشهد را داشتيم . به همين خاطر سوار يك خودروي پيكان كه دو جوان سرنشين آن بودند شديم. راننده وقتي متوجه شد ما به محل هاي شهر آشنا نيستيم ، ادعا كرد بازار مورد نظر ما خارج از شهر است . آدم ربايان ما را به جاده شانديز بردند . در 5 كيلومتري شانديز ما به رفتار آنان مشكوك شديم و خواستيم توقف كنند تا پياده شويم . در اين هنگام جواني كه كنار راننده نشسته بود ، پسر سه ساله ام را با چاقو تهديد كرد و گفت اگر سروصدا كنيم ، او را مي كشد . به خاطر اينكه مي ترسيديم ، متهم پسرم را بكشد تسليم خواسته آنها شديم . متهمان سپس ما را به محل خلوتي بردند و در آنجا راننده با موبايلش با يكي از دوستان خود تماس گرفت و موضوع را به او اطلاع داد كه ساعتي بعد سه پسر جوان ديگردر محل حاضر شدند . پنچ پسر جوان سپس با تهديد پسرم و كتك زدن او ما را مورد تجاوز قرار دادند و اموالمان را هم ربودند . »

نمي دانم با خواندن اين دو روايت به شما چه حالي دست داده است ، اما اين روزها صفحات حوادث روزنامه ها پر است از اين گونه مطالب ، از اين همه پستي در حق دختران اين سرزمين و اين همه سكوت و رضايت عجيب باز هم از دختران اين سرزمين . اين تعدي به حقوق دختران و سلب آرامش ، امنيت و حتي انسانيت آنها ، آنچنان در بخش هايي از جامعه ما نهادينه شده است كه گروهي به خود اجازه مي دهند دست به هر كاري بزنند و يقين داشته باشند هيچ صدايي بر نمي خيزد . دختران ما همچنان ساكتند .

داخلي - كلاس شماره ... قبل از حضور استاد :

بحث چند نفره دختران دانشجو بسيار داغ است ، آنها از دوست مشتركي سخن مي گويند كه در آستانه ازدواج است و به قول اين دختران تنگ نظري هاي همسرش او را با مشكل اساسي در نحوه لباس پوشيدم مواجه كرده است و اكنون دوستانش به خيال خود در دفاع از حقوق دوستشان سخنان آتشيني مي گويند و فرياد سر مي دهند ، وقتي به آنها سخن از حقوق بزرگتري مي گويي كه به تاراج رفته است و آنها به آن بي توجه ، تنها جوابي كه ميگيري لبخندي است كه گويا به ابلهي من زده مي شود . زيرا بحث آنها به اين دليل داغ بود و ارزش دفاع كردن داشت كه سخن از لباس بود و مد روز و انجام آن براي آنها از همه چيز واجب تر ، وگرنه كجاست دلي كه براي حيثيت هاي لكه دار شده نه تنها بلرزد كه برخيزد ؟

كنوانسيون بي سرانجام :

در سال 1979 ميلادي مهمترين سند بين المللي مربوط به مسائل زنان به نام كنوانسيون رفع تمام اشكال تبعيض عليه زنان  در سازمان ملل متحد به تصويب رسيد . از آن زمان به بعد ، علي رغم عضويت اكثر كشورهاي دنيا در اين كنوانسيون و علي رغم تاكيد دبيركل سازمان ملل بر پيوستن دولت ايران به آن ، اين كنوانسيون هنوز در ايران مورده پذيرش قرار نگرفته است و مورد بحث فراواني است .

داخلي - اتوبوس دانشگاه :

تقريبا هيچ يك از دختران حاضر هيچ اطلاعي از اين منشور بين المللي ندارند ، تنها چند نفر نامي از آن شنيده اند - آن هم به طور اتفاقي - و جالب اين جاست كه هيچ علاقه اي نيز به دانستن اين جريان ندارند ، همان طور كه هيچ اهميتي به آنچه كه بر همجنسانشان مي گذرد نمي دهند و هيچ مهم نيست كه چه فرداهايي را بايد بگذرانند ، ميترا به صراحت مي گويد كه به اين بحث سياسي هيچ علاقه اي ندارد ، سمانه معتقد است كه با واكنش آنها باز هم هيچ چيز عوض نخواهد شد . الهام مي گويد كه براي او درسش از همه چيز مهمتر است ، و خيلي از آنها كه به سوالات من جواب هم نمي دهند ، شايد مهمترين مساله ذهنشان حرف نزدن بايك مرد نامحرم باشد !!

  از مشهد تا خرامه

                   از تبعيض تا تجاوز

روايت اتفاق افتاده در مشهد را كه خوانديد ، حالا بخوانيد از روستايي در دورافتاده ترين نقاط استان فارس به نام خرامه : ›› رضوان دختر 23 ساله اي كه براي چراندن گاوميش ها به خارج از روستا مي رود توسط پسر عمه اش به قصد تجاوز مورده حمله قرار مي گيرد . اين حمله منجر به شكستگي گردن و در نهايت مرگ رضوان مي شود .‹‹

به راستي چرا در جامعه ما چنين اتفاقاتي مي افتد ؟ تفاوت ما با ديگران چيست ، كجاي كار عيب دارد ؟ به يقين تفاوت نه در مردان كه در دختران جامعه است كه حاضر هستند اين چنين تحت ظلم قرار بگيرند ولي در عوض اجازه يابند با آخرين مد روز بگردند ، حاضر هستند اين چنين حقوق خود را لگد مال شده ببينند ولي در عوض نام دانشجو را يدك بكشند ، حاضر هستند سال ها وقت خود را به درس خواندن بگذرانند ولي در نهايت منشي هاي بزك كرده مردان قدرت نشين باشند ، حاضر هستند انسانيت خود را فراموش كنند ولي لحظه اي فرياد نزنند .

به راستي تا كنون در اين دانشگاه ، در اين محيط علمي ، در اين كعبه آمال جوانان ، در اين مدرسه زندگي ، آيا كسي فريادي از دختري در اعتراض به ظلمي شنيده است ، آيا تا كنون دختران دانشگاه براي اين همه بي عدالتي گرد هم آمده اند ، آيا حتي يك بيانيه صادر كرده اند ، آيا توجه هيچ صاحب منصبي را به خود جلب كرده اند ، آيا هيچ صاحب قدرتي را به چالش كشيده اند . پاسخ تمام اين پرسش ها روشن است ، حضرت علي (ع) مي فرمايد : « براي به وجود آمدن ظلم دو نفر مسئولند ، يكي ظالم است و يكي آنكه ظلم را مي پذيرد . » و نه تنها ظلم كه فساد و انحراف و تبعيض و همه بيچارگي ها و شكست ها نيز به همكاري دو جانبه نيازمند است تا ايجاد شود ، در شكست يك جامعه ، تنها فاتح نيست كه شكست مي دهد ، جامعه نيز بايد شكست بخورد ، و امروز در شكست جامعه دختران ما ، اين خود آنها هستند كه اين شكست و ظلم را با آغوش باز پذيرفته اند ،و از آن راضي نيز مي باشند . امروز دختران دانشجوي ما مي توانند ساعت ها وقت صرف سخنان پيش پا افتاده اي كرده يا در گوشه خانه ها بمانند ولي لحظه اي به وظيفه الگو بودن خود فكر نكنند ، مي توانند چشم هاي خود را به روي همه تلخي هاي جامعه زنان ما ببندند ولي انتظار داشته باشند ، ما به جاي آنها فرياد بزنيم .

وقتي كه دختران دانشجو اهميتي را كه به خطوط چهره خود مي دهند به سرنوشت و جامعه خود ندهند ، تنها كاري كه مي توان براي اين عروسك هاي خاموش كرد ، افسوس خوردن به آينده اي است كه از حال امروز آنها بسيار سياه تر خواهد بود.

 

                  

 

- دكتر علي احمدي رئيس جديد دانشگاه پيام نور در بدو ورود خود به دانشگاه نيشابور نشان داد كه در يك دولت ديني قبل از هر عملي بايد به فرايض احترام گذاشت به همين دليل مستقيم به همراه هيات دو نفره همراه خود براي تجديد وضو به اشتباه به دستشويي دختران رفت و سپس نماز جماعت سه نفره اي را با همكاران خود اقامه كرد تا بعد از آن به پاي صحبت دانشجويان بنشيند .

- دكتر علي احمدي در بازديدشان از نيشابور گويا وعده هايي را به دانشگاه پيام نور داده اند كه هدايتيان رئيس دانشگاه از سفرش به تهران براي كتبي كردن اين وعده ها خبر داد .البته از نوع وعده هاي ايشان خبري در دست نيست اما نكته اي در اين بين قابل ذكر است كه در سفر آقاي احمدي نژاد به همراه كابينه به خراسان جنوبي كه دكتر علي احمدي نيز همراه اين گروه بوده است چيزي در حدود يك ميليارد تومان به دانشگاه پيام نور بيرجند اختصاص داده شده است .

- در ديداري  دكتر علي احمدي  بعد از پرسش و پاسخ ايشان ، تعدادي از دانشجويان هيات موسس انجمن اسلامي دور ايشان را حلقه كرده و از دليل تاخير پرونده خود و سرانجام آن از ايشان سوال كردند كه ايشان جواب دقيقي به اين دانشجويان نداد كه بعد از پاسخ هاي ايشان عكس العمل يكي از دانشجويان هيات موسس را به همراه داشت اين دانشجو با لحني اعتراضي به ايشان يادآوري كرد كه ما اگر به دنبال انجمن حمايت از سكولاريزم بوديم زودتر به نتيجه مي رسيديم تا انجمن اسلامي . اين سخن دوست دانشجو موجب شد تا علي احمدي عملا اعتقاد خود را نسبت به تشكل ها بيان كرده و ذكر كند كه خيلي از همين انجمن هاي اسلامي نيز به دنبال همين كار ( ترويج سكولاريزم ) هستند با وجود چنين مديراني با اين سطح تفكر شايد اميد بستن به دريافت مجوز كاره بي هوده اي باشد .

- دكتر صالح مقدم رئيس منطقه 8 رفتني است . اين خبر را مي شد از دانشجويان فعال دانشگاه پيام نور مشهد شنيد . گويا دكتر علي احمدي از ايشان نيز خواسته اند كه  استعفا بدهند تا نيروي جايگزين معرفي شود .كه البته حضور دكتر علي احمدي به همراه روساي دانشگاه هاي پيام نور بيرجند و فردوس و عدم همراهي دكتر صالح مقدم با اين تيم خود دليلي بر روابط شكراب في ما بين است . بايد نشست و ديد فكر دولت جديد دانشگاه پيام نور را به كجا خواهد برد .

- بر همه كمبود هاي دانشگاه كمبود برق را نيز اضافه كنيد . مشخص نيست سيستم برق كشي و تامين برق  اين ساختمان تازه تاسيس به كدام شيوه مهندسي تهيه شده است كه با باران ، زياد سازكار نيست و از طرفي نيز گهگاه برق يكي از طبقات آن به كل قطع مي شود .

- اتاق روبروي بوفه دانشگاه سهم بسيج دانشجويي شد . اين اتاق كه در هواي سردپيش رو محل خوبي براي نشستن دانشجويان بودگويا با توافقي كه با هدايتيان رئيس دانشگاه انجام شده به بسيج واگذار شده است . معمولا بوفه و تريا ( خواب ديدي خير باشه ) از محل هاي پر خطر !! دانشجويي حساب مي شود كه البته اين اقدام پيش دستانه خيال خيلي ها راحت خواهد شد .

- دو بخاري يكي در طبقه پايين و ديگري در طبقه بالا كه در سالن نصب شده اند تنها سيستم گرمايي فعلي دانشگاه است . اين بخاري ها كه گازوئيل سوزند گويا از انبار مساجد گرفته شده اند . چنين سيستم حرارتي به قطع جوابگوي سرماي هوا در اين محيط نخواهد بود . از بخاري هاي نفتي ارسالي از سبزوار نيز خبري نيست . به نقل از آقاي علي احمدي دانشجو بايد صبر داشته باشد و اميد گويا چاره اي نيست و با بوي بد آن به اميد شوفاژ بايد ساخت .

- كانون فرهنگي هنري سفير سيمرغ  در آستانه انحلال قرار گرفته است . اين كانون كه نزديك يك سال است كه فعاليت مي كند به علت اختلافات داخلي كه بين اعضاي اصلي آن رخ داده است ، فعلا فعاليتي ندارد .

- دكتر لشگري استاد با سابقه دانشگاه گويا علاقه اي به ادامه كار در نيشابور ندارد وي كه امسال كمتر در دانشگاه ديده مي شود( ما كه ايشان را هنوز نديده ايم )  درخواست انتقالي خود را به دانشگاه مشهد به دكتر علي احمدي داده است . وي تا پيش از اين به عنوان يكي از گزينه هاي رياست دانشگاه مطرح بود كه البته گويا خودشان قبول نكرده اند .لازم به ذكر است كه ايشان پيش از دوران رياست صادقي چند سالي را رئيس اين دانشگاه بوده اند .

- جلسه شوراي فرهنگي كي تشكيل خواهد شد ؟؟ هر برنامه اي كه از سوي دانشجويان قصد انجام داشته باشد بايد به تصويب اين شورا برسد اما هنوز بعد از دو ماه از شروع به كار رسمي دانشگاه اعضاي آن از سوي هدايتيان مشخص نشده اند و وعده تشكيل آن هر روز به عقب مي افتد . اعضاي اين شورا متشكل از رئيس ، مسئول امور فرهنگي دو نفر عضو هيات علمي و يكي از كارمندان دانشگاه و دو عضو دانشجويي است كه تا الان  تنها اعضاي دانشجويي آن مشخص شده اند. آخرين خبر ها حاكي از اين قضيه بودكه فشار كاري بالا براي تشكيل اين شورا رئيس را وادار كرده است كه اين شورا را در سه شنبه همين هفته با اعضاي سابق آن برگزار كند .كه البته از برگزاري يا لغو آن تا كنون خبري در دست نيست .

 

نوشته شده توسط آفتاب در جمعه چهارم آذر 1384 ساعت 0:6 | لینک ثابت |
 
offshore