دفاعيه رسول بخشعلي مدير مسئول نشريه آفتاب خطاب به وجدان آگاه دانشجويان دانشگاه پيام نور نيشابور و اعضاء محترم كميته انضباطي
متن دفاعيه دانشجو رسول بخشعلي نسبت به حكم صادره كميته انضباطي بدوي دانشگاه پيام نور منطقه 8 به شماره 2402/08 م ك
با سلام و احترام
اين جانب رسول بخشعلي دانشجوي رشته مهندسي كامپيوتر دانشگاه پيام نور واحد نيشابور به شماره دانشجويي 8110222748 به اتهام تحويل دو عدد پاسخ نامه به نام خود و شخص ديگري از نظر كميته انضباطي بدوي دانشگاه به عنوان جاعل سند شناخته شده و به مجازات هاي مربوط به بند 4/3/ الف شيوه نامه اجرايي( بند 6 و 9 بخش 1- ماده 1 ) محكوم شده ام .
با توجه به ماده 8 قسمت 2/ب آيين نامه انضباطي دانشجويان دفاعيه فوق را خدمت كميته محترم تقديم مي كنم ، به اين اميد كه به شفاف شدن بيشتر موضوع كمك كرده و كميته مورد نظر را در رسيدن به رايي عادلانه ياري دهد .
اينجانب تا بدين لحظه كه در حال تنظيم اين دفاعيه هستم در مورد اتهام منسوب به خود تفهيم اتهام نشده ام كه اين خود بر خلاف شيوه نامه اجرايي كميته انضباطي است كه در بخش 2 ماده 2 بيان مي دارد «كه كميته انضباطي دانشجويان پس از ابلاغ و تفهيم كتبي يا شفاهي موارد تخلف طبق ماده 6 آيين نامه و بخش 1 اين شيوه نامه به دانشجو و پيش از صدور حكم ، در صورت دسترسي به دانشجو از وي مصاحبه حضوري به عمل آورده و دفاعيات دانشجو را مورد توجه قرار مي دهند . «
و اين در حالي است كه حكم اوليه بنده صادر شده است در حالي كه هيچ گونه اطلاعي من از موضوع نداشته ام .
متاسفانه دبير كميته انضباطي بدوي دانشگاه جناب آقاي قاسمي هيچ توجهي حتي به درخواست بنده
براي دفاع از اتهام فوق ، نكرده و با بيان اينكه پرونده شما تقلب امتحاني است و ما در چنين پرونده هايي به توضيحات دانشجويان احتياجي نداريم ، دقيقا بر خلاف شيوه نامه اجرايي كميته انضباطي عمل كرده اند . زيرا طبق بخش 2 ماده 3 اين شيوه نامه : « در صورت درخواست دانشجو جهت دفاع حضوري در جلسه كميته ، دبير كميته انضباطي دانشگاه موظف است كه از وي براي حضور در جلسه كميته بدوي دعوت به عمل آورده و متناسب با موضوع مورد رسيدگي براي دفاع از خود به وي فرصت دهد . در صورت عدم حضور دانشجو كميته انضباطي مي تواند در غياب دانشجو به پرونده رسيدگي كند . «
لازم به ذكر است كه اين شيوه عمل كميته انضباطي بدوي دانشگاه در عدم شنيدن دفاعيه دانشجويان به بهانه تقلب در امتحان در هيچ كجاي آيين نامه و شيوه نامه كميته انضباطي درج نشده است و جدا از تمام اين مسايل اين جانب به اتهام جعل اسناد دانشگاه به يك ترم تعليق محكوم شده ام كه در شيوه نامه مذكور خارج از تخلفات امتحاني به آن پرداخته شده است .
حال با توجه به عدم تفهيم اتهام رسمي بنده و با ابراز تاسف از اين موضوع كه بنده هنوز حتي بعد از ابلاغ حكم خود نتوانسته ام اسناد جعلي ادعايي را كه به اين جانب نسبت داده اند مشاهده كنم به شرح ماوقع در جلسه امتحان معماري كامپيوتر مي پردازم و به مواردي كه به صورت جسته و گريخته از منابع غير رسمي نسبت به اتهام خود شنيده ام پاسخ خواهم داد .
اين جانب در جلسه امتحان معماري كامپيوتر كه به صورت تستي و تشريحي برگزار شده است حضور داشته ام . طبق روال امتحان ، پاسخ نامه هاي تستي در زمان مقرر خود توسط مراقبين جمع خواهد شد و بعد دانشجويان به پاسخگويي به سوالات تشريحي خواهند پرداخت .
با توجه به اين موضوع كه سوالات تستي و تشريحي معمولا از قسمتهاي خاصي از كتاب طرح مي شوند و من آمادگي لازم را براي جواب دادن به سوالات تشريحي نداشته ام از مراقب خود خانم بهرامي زاده تقاضا كردم كه اجازه دهد من برگه پاسخ نامه تستي را تا پايان جلسه نزد خود نگه دارم و تمركز خود را بيشتر بر روي قسمتهاي تستي برگه امتحاني قرار دهم و با رضايت و اطلاع ايشان برگه را تا پايان جلسه در اختيار داشتم و پس از اتمام مدت امتحان آن را تحويل مسئولان مربوطه دادم .
لازم به ذكر است در زماني كه برگه را تحويل مي دادم با توجه به اين موضوع كه با مراقب هماهنگ شده بود ، هيچ اعتراضي از طرف مسئولان دانشگاه متوجه من نشد .
بدين وسيله بنده تحويل دو عدد پاسخ نامه را در جلسه امتحان فوق رد كرده و بيان مي كنم كه تنها با هماهنگي مراقب ، من پاسخ نامه تستي خود را با نام خودم در انتهاي جلسه تحويل داده ام و مسلما خانم بهرامي زاده در كمال صداقت سخنان مرا تاييد خواهند كرد .
رياست ، دبير و اعضاي محترم كميته ؛
مواردي در اين بين وجود دارد كه به شما ثابت خواهد كرد روال اين پرونده مانند يك پرونده عادي نبوده است كه مواردي از آن منطقا تامل بيشتر شما را مي طلبد .
در شيوه نامه كميته انضباطي دانشگاه كه حكم بنده با توجه به آن صادر شده است در بخش 2 ماده 1 تبصره 5 ذكر شده است كه « بر اساس تعليمات اسلامي و اصول قانوني امنيت و مصونيت شهروندان و منع تجسس ( اصول 22 و 25 قانون اساسي ) اعضاء و كاركنان كميته انضباطي مجاز به تجسس در زندگي خصوصي دانشجويان نبوده و موظفند كليه اطلاعات مربوط به تخلف دانشجو را محرمانه تلقي نموده و از افشاي آن خود داري نمايند .«
حال سوال اين جاست كه آيا رئيس دانشگاه پيام نور نيشابور مي تواند بر خلاف اين بند عمل كرده و به سوء استفاده از كميته انضباطي در ارعاب دانشجويان بپردازد ؟
جالب است بدانيد بنده اولين باري كه از وجود اين پرونده انضباطي بر عليه خود خبر دار شدم زماني بود كه به عنوان نماينده دانشجويان در تجمعي صنفي در اعتراض به تعطيلي يك ماهه كلاس ها در نيشابور در حال صحبت بودم و رئيس دانشگاه در وسط صحبت ، فقط به قصد ارعاب ساير دانشجويان و هتك حيثيت ، حرمت و آبروي اينجانب ، در ميان جمع دانشجويان و به جاي پاسخ گويي به سوالات آنها ، اعلام كرد كه اين شخص ( اشاره به بنده ) داراي پرونده تخلف امتحاني است و نماينده شايسته اي براي دانشجويان نيست. حال شما تحقيق كنيد اين كلمات براي چه بيان شده است ؟ حتي اگر بنده متخلف نيز باشم ، آيا ايشان حق چنين سوء استفاده اي را دارد؟ توجه شما را به اين نكته جلب مي كنم كه در اين تجمع مسئول آموزش نيشابور ( محمدي ) كه از بستگان نزديك جناب هدايتيان نيز مي باشد يك لحظه اختيار خود را از دست داده و با تعرض به اين جانب ( ايشان يقه كت مرا گرفته و مرا از صندلي به پايين پرت كرد . ) كه خود خوب مي دانيد از لحاظ حقوقي قابل پي گيري است ، جو را متشنج كرد . براي شما سخت نخواهد بود كه تحقيق كنيد تا متوجه شويد حتي بعد از اين برخورد گستاخانه نه تنها عكس العملي نشان ندادم ، بلكه به آرام كردن بچه ها نيز كمك كردم . حال با توجه به اين وقايع كه تعريف شد و به جد معتقدم كه در مسير بررسي اين پرونده نمي توان به اين موارد بي توجه بود از شما تقاضا دارم تا بررسي كنيد و ببينيد كه شكايت از من توسط مركز نيشابور به خاطر اين تخلف امتحاني به چه تاريخي براي شما ارسال شده است ؟ اين تجمع در تاريخ 3/12/84 برگزار شد و امتحان معماري كامپيوتر در نيمه اول بهمن ماه .
اگر بنده مرتكب جرمي به اين سنگيني شده ام چرا همان زمان اقدام نشده است و چرا رئيس دانشگاه با زباني كه بيشتر بوي تهديد و سوء استفاده را مي داد ، من را خطاب قرار مي دهد و مي گويد . « مي خواستيم از تخلفت چشم پوشي كنيم ولي حالا مي بينيم كه مجازات براي تو لازم است . «
آيا لزوم و عدم لزوم مجازات را رئيس نيشابور مشخص مي كند يا متاسفانه كميته انضباطي اهرمي شده است براي بي آبرو كردن دانشجويان فعال صنفي و سياسي . لذا از شما تقاضا دارم بيان كنيد كدام فعاليت صنفي و سياسي من در داخل دانشگاه گروهي را مجاز مي كند كه آبرو و حيثيت من را بازيچه قرار دهند . اميدوارم كه با تجديد نظر در حكم جاري جلوي باب شدن اين شيوه ها حداقل در دانشگاه پيام نور گرفته شود .
لازم به ياد آوري است كه حكم بنده در تاريخ 21/12/84 صادر شده است و به من اين حكم در تاريخ 23/1/85 ابلاغ شده است ، يعني يك ماه و دو روز بعد . توجه داشته باشيد كه طبق بخش 2 ماده 7 شيوه نامه انضباطي حكم بايد ظرف يك ماه به دانشجو ابلاغ شود. كه البته علت اين تاخير مشخص نيست. حكم تعليق من نگه داشته مي شود تا درست زماني كه قصد انتشار نشريه را داشتم به من ابلاغ شود . اين چه معني مي تواند داشته باشد جز سوء استفاده از حكم كميته انضباطي براي زهر چشم گرفتن از دانشجويان فعال دانشگاه .
البته اين بار نيز براي نشان دادن حسن نيت خود و جلوگيري از تنش هاي احتمالي زماني كه پوسترهاي تبليغاتي نشريه را شخص رئيس و كارمندان ايشان از در و ديوار پاره مي كردند سكوت اختيار كرديم وگرنه خود خوب مي دانيد طبق تبصره ماده 8 آيين نامه مصوب 1374 بند 3/ب « احكام اوليه با رعايت موضوع تبصره 1 ماده 8 تا زمان صدور حكم قطعي ، لازم الاجرا نيست» و حكم بنده نيز تا 10 روز اداري بعد از ابلاغ آن و به شرط تجديد نظر خواهي نكردن قطعي به حساب نمي آيد . تمام موارد فوق و به خصوص پرونده من در گذشته نشان مي دهد كه هدف برخورد با مدير مسئول نشريه آفتاب ، سردبير سايه سپيد و دانشجوي منتقد دانشگاه پيام نور نيشابور بوده و تقلب بهانه كثيفي است براي اين برخورد .
كارمندان دانشگاه پيام نور نيشابور مطلب طنزي را در نشريه توهين به خود تلقي مي كنند و از نشريه شكايت مي كنند كه پرونده آن بررسي شد . هدايتيان رئيس دانشگاه ترجيح مي دهد كه نشريه آفتاب به جاي انتقاد كردن به حمايت از وي بپردازد و افرادي چون قاسمي دبير كميته انضباطي دانشگاه در جريان تحصن آذر ماه 84 تلفني من را تهديد مي كند كه به 10 سال زندان محكومم خواهد كرد !! و حال در چنين شرايطي گويا همه دست به دست هم داده اند تا مرا يك جاعل سند و متقلب معرفي كنند . بي داد كه جز خدا دادگري نيست .
اين هزينه را با افتخار متحمل خواهيم شد به اين اميد كه بر استخوان هايمان بنايي بلند كنند كه به پشتوانه آن چنين راحت با آبروي دانشجويان بازي نشود .
در پايان از حوصله شما تشكر مي كنم و وجدانتان را خطاب قرار مي دهم . پرونده چهار سال فعاليت دانشجويي من اينك زير دست شماست اگر به اين نتيجه رسيديد كه من متقلب و جاعلم ، اگر مرا اخراج هم بكنيد حق را به جا نياورده ايد ولي اگر ...
التماس راي از شما ندارم ؛ اميدوارم به عدالت حكم كنيد .
والسلام
رسول بخشعلي
85/1/28
